|
|
انتخابات |
|
|
سلام – نظرسنجی انتخابات تا این لحظه 50% احمدی نژاد و 50 % میرحسین است. کل کشور هم همین طور است، انتخابات عجیبی شده ! تهران که انقلاب شده ، باور ندارید عکسی که دیروز دوستم گرفته نگاه کنید : روزنامه کیهان رو طراحی کردند روش نوشتن احمدی نژاد(شاه) رفت ! جالبه که اکثر اصولگراها به احمدی نژاد رای می دهند تا قدرت دوباره دست اصلاح طلبا نیفته ! اگر نه اکثرا نقدهای جدی به دولت احمدی نژاد دارند. با مناظره دیشب رضایی هم مشخص شد که احمدی نژاد زیاد با مردم روراست نیس وباز جالبتر اینکه در میان بیشتر مردم اجماع شده که به میرحسین رای بدن که احمدی نژاد نشه! ایشالله آخر عاقبت کشور ختم به خیر بشه!
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:28  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
نظر سنجی |
|
|
در پست قبلی نظرسنجی به عنوان تغییر نام شهر عشق آباد آوردیم. نتایج به این شرح شد : (نظرسنجی هنوز باز است و می توانید درپست قبلی رای بدهید)
۱. چهار نفر موافق ۲. یازده نفر مخالف من فکر می کردم تعداد بیشتری موافق باشند ولی برعکس شد . دوستان در مورد نظرسنجی ها خواهشا یک بار رای بدهند! اگر نه مجبور می شویم کانفیرم هم به مراحل اضافه کنیم! با توجه به داغ بودن بحث انتخابات جالب خواهد بود بدانید همشهریان اینترنتی شما به کدام نامزدها رای خواهند داد . شما هم شرکت کنید : ترتیب بر اساس حروف الفباست
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:8  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
رد من روی دو تا کوه سیاه! رد من روی کویر! |
|
|
اهل عشق آبادم روزگارم بد نیست، دو سه تا بز دارم و سه چهار مرغ و خروس مرغ هایم همگی همسفر مد هستند، اهل قدقد هستن موها را همگی ژل زده اند نوک ها را از رژ رنگ فلفل زده اند! چه کسی می گوید مرغ های ده ما بی خبرند! همگی صاحب یک همراه اند که مداوم با آن هی پیامک بفرستند به خروس های محل جوجه مرغی می گفت چه کسی می گوید در دهان اسبی نتوان تخم گذاشت! مرغ روستای بغل دستی من در خانه صاحب جوجه شده است! او کلاسش بالا است ده او در بالاست ! تازگی ها پر خود را با رنگ کرده است سرخ وبنفش ! چه شکوهی دارد مثل طاووس شدن با یک مش ! یا که زآب کشمش خورد و سیگار کشید مثل خروس مرغ های ده ما جای تخم مرغ حالا تخم زاغ می زایند تک خروسم اما تازگی ها شده لال، قوقولی قوقویش خواب صبحگاهی این روستا را برنمی آشوبد! سفته هایش همه واپاس شدند، سروکارش در بانک با علی آبادی است! او زدست مرغ ها عاشق آزادی است وای بزهای من خسته زغم شیرشان خشک شده است! در جوانی از غم یائسه گردیدند! راستی نربز من هم پارسال وقت پرداخت دوتا وام کلان گردنش یک بَر شد دیگر از شور افتاد. به هزار غمضه ی بزهای قشنگ هوسش گل نکند ! تا نگویند بزها ، بی عرضه است، گاهگاهی نصفهی "واقستی" ز گلو سر بدهد! آخر از جیره ی او حذف شده جو سفید! "شرکت سامان" هم، همه کنسانتره هایش کاه است! کار بزها آه است! داخل آدم هاست باسواد و ملا است نان او روغنی است جیب هایش غنی است هست او مرد جهاد در زمستان ها او یخ فراوان دارد و به تابستان ها باد هفتاد روزه به عشایر بدهد ساخته آب انبار توی صحرا بسیار سر هر چفت دوتا! ولی افسوس که در داخل آن قطره ای آب هویدا نشود، تانکر آب در آن ناحیه پیدا نشود! نام او هست کریم مثل شیطان رجیم پر از یکرنگی است ! چون بلوز جنگی است! قلب ایشان سنگی است! چه ابر مردی است او، وقتی توی اتاق، زیر کولر، جای مردان دهان خشکیده، آب شیرین شده با آبلیمو پشت هم می نوشد! و به دل می گوید خوب شد این سرما کار این طایفه ایلخانی را پاک و خب یکسره کرد! سال دیگر اینجا توی این دفتر و پشت این میز من صماغ می مکم و می خندم! دیگه راحت شدم از دست عشایرهایی که مدام کاه و جو می خواهند! و چه خوب بود سرما و عجب خشکانید ریشه مردم بی پول و فقیر! دیگه ما کارمندان همه بیکار هستیم و سر برج حقوق های کلان می گیریم! راستی رایانه چیز خوبی است که به جای پیگیری کارهای دو صد تا یک غاز بهر این مردم لبریز نیاز ! یکسره چت بکنیم! یادم آمد راستی مرد همسایه من دهقان است! دائما گریان است! توی باغش دو سه تا نخل قشنگ سبز گردیده بدند! لیک از برکت سرما امسال نخل هایش خشکید، غم به ریشش خندید! ... از خاک به پایش پیچید و به او گفت که ای مرد عبوس دیگر از باغ تو پر زد ککلوس! خیز مانند خروس ترک این مرغا کن و بکن فکر دگر که چو بی پول شود پیرپدر، بخورد چوب ز دختر وپسر زن او قاتل جانش گردد، مشت در توی دهانش گردد راستی عشق آباد صاحب بخشدار است! آدمی پرکار است، گرچه بر حال من خسته کمی می گرید، عاشق پولدار است! و حسابش دائم، از تومن سرشار است! بره ی احساسش دائما پروار است! توی سرمای زمستان ایشان دو سه باری خواب دید! که هوا گرم شده، و یخ سرد دل مردم ده، شده یک جوی روان! و برنج هندی شده هم قیمت خاک! وهمه قابلمه ها پرشده از گوشت و برنج! توی هر یخچالی پر از میوه ی آلو و شلیل! کره های مردم همه فاسد شده بود، چون نمی خورد کسی نان کره! رخت اطفال دبستانی ما نوِ نو بود و دل کوچکشان، خانه ی شادی بود! توی پارک های قشنگ این بخش پر از سرسره بود! داده بودند به هر بچه ی این شهر قشنگ دو، سه تا ورزشگاه! تا مبادا روزی کپک غم به دلش بنشیند! خواب بخشدار چه رویایی بود حیف ایشان ناگه با صدای یک زن، چوگل از خواب پرید! اولش هیچ ندید! چون که چشم را مالید خوب گوشش بشنید، وه چه اوضاعی بود! همه ی آنچه به خوابش آمد، بود در بخش ولیکن برعکس! کفش ها را پوشید، ره به بخشداری برد! دو سه تا چایی خورد! توی دفتر بنشست و چو خواب دوشین نقشه هایی بکشید بی همتا، که عمل کردن آن ، دو سه قرن عمر و هزار مرد عمل می خواهد! و دو خروار دلار! به عمل کار برآید نه شعار! آه فامیلی هست بنده را در یک بانک! که پر است از قانون چون همه همسفران آدم بی پول را نتوانند که بر سفره این خاک بینند! گرش از دست برآید بکَند نصف همه فامیل را! تا ز ایشان دیگر طلب وام نکنیم ! و نگوییم فامیل توبیا وام ما تنظیم کن! که نداشتیم نه پارسال و نه امسال دادیم و نه دیگر سالها وام پرداخت کنیم! تو اگر سفته من برده و واپاس کنی و اگر چک اسماعیل را بزنی برگه و او را هر روز بفرستی رد من! رد من روی دو تا کوه سیاه ! رد من روی کویر! رد من روی همه قول هایم، به خدا پابرجاست!
شاعر : احسان ----------------------------------------------------------------------------------------- برای ارتباط بیشتر عشق آبادی های اینترنت گروه DASTGERDAN تاسیس شده است . به آدرس زیر برید وعضو بشید :http://groups.yahoo.com/group/DASTGERDAN/joinبرای عضویت به یک ID یاهو نیاز دارید . در بخش فایل ها می توانید تلفن های عشق آباد وهودر را دانلود کنید. بهترین نویسنده وبلاگ را در بخش poolsانتخاب کنید: تا حالا شب سکوت کویر با ۳ رای بهترین نویسنده ی عشق آباد دات بلاگفاست تا امروز ۳۲نفر عضو شده اند شما هم عضو شوید !
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 10:49  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
گر چه زمانه هنوز سرد است و زمین خالی |
|
|
گر چه زمانه هنوز سرد است و زمین خالی, بهار آمده و با باران های بی بهانه اش میخواهد برای لبخندهای تو , دیدن سبزه ها ,مهربانی ها و همه خوبی ها بهانه باشد, بهار آمده اما من هنوز منتظرم, یک سال دیگر هم تمام شده و من باز ناتمام مانده ام, تو دوباره فصل های خوب و بد را ورق زدی و گریه های من زمان درد و اندوهم را نکاست و خنده های من شادی هایم را ماندگار نکرد, در بدترین فصل ها تو با بزرگترین بغض های من زنده ماندی و من با کوچکترین گریه های تو . این بهار هم در قاب صفحه های تقویم آمده و با حرکت عقربه های ساعت خواهد رفت... این روزها همه چیز به رنگ فصل بهار است اما من بی بهار تر از آنم که باران برویاندم و گرما و نور سبزم کند ... من در تشنه ترین لحظه های یک ظهر تابستانی نفس کشیده ام, از خزان گذشتم اما هنوز بوی مرگ می دهم ,من در تاریکی سرد ترین زمستان جاماندم.. بهار من روی صفحه های تقویم گم شده و حتی یادش عقربه های ساعت را له می کند, بهار من ... |
||
|
2
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 19:21  توسط شب سکوووت کویر
|
|
||
|
|
سال نو مبارک |
|
|
سال نو مبارک |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 22:41  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
جای عشق آباد در یازده پیشنهاد به دولت |
|
|
همیشه مردم عشق آباد و مردمی فهیم و قانع بوده اند و همواره ازپیشرفت شهر طبس خوشحال شده اند، چون خود را جزئی از شهر طبس می دانند. ولی آیا این رابطه دو طرفه بوده است؟ حالا این پرسشها وجود دارد که سهم دیگر ساکنان شهرستان طبس از این دیدار چیست؟ آیا بجا و منطقی تر نبود که حتی یکی از این درخواست ها را به ساکنین دو شهر عشق آباد و دیهوک اختصاص دهند؟ آیا مردم بخش های دستگردان و دیهوک تنها برای محروم نشان دادن و بودجه گرفتن برای شهر طبس خوبند!! که جناب آقای فرماندار می گوید:" با توجه به محروميت منطقه، پراكندگي روستاها و اين كه اين شهرستان وسيعترين شهر كشور است، عنايت ويژه اي به اين شهرستان داشته باشند."!!
دكتر محمد عباسي وزير تعاون كه به عنوان نماينده رئيس جمهور به شهرستان طبس سفر كرده است، شب گذشته، در جلسه مسئولين شهرستان در محل فرمانداري حضور يافت و از نزديك در جريان برنامه هاي پيشنهادي مسئولين و صاحب نظران طبس قرار گرفت.!!!! پيشنهادات مطرح شده در اين جلسه شامل موارد زیر بود كه مقرر شد وزير تعاون در جلسه هيئت دولت مطرح نمايد: ۱- انتقال آب از سرچشمه هاي كارون به طبس كياني مقدم فرماندار طبس هم گزارشي از اوضاع سياسي، اقتصادي و اجتماعي طبس ارائه نمود و اظهار داشت از بيش از 50 مصوبه خاص در سفر اول رياست جمهوري و هيئت دولت به استان يزد حدود ۷۸ درصد اجرا شده است. فرماندار طبس از نماينده دولت خواست كه با توجه به محروميت منطقه، پراكندگي روستاها و اين كه اين شهرستان وسيعترين شهر كشور است، عنايت ويژه اي به اين شهرستان داشته باشند. منبع http://tabaspress.blogfa.com/ عشق آباد دات بلاگفا از دوست عزیز "س" به خاطر اطلاع رسانی شان تشکر می کند
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:52  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
سده مبارک! |
|
|
جشن «سَـدَه» یكی از كهنترین آیینهای گروهی و اشتراكی شناخته شده در ایران باستان است. جالب این است که این جشن برخلاف تصور عموم جشنی دینی نبوده و حتی در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است!!! اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هممیهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیینهای كهن و گاه مهم آن توجه نمیشود. روشن كردن تعداد زیادی كُـپههای جداگانه آتش از ویژگیهای این مراسم بوده و در همه متون كهن به آن اشاره شده؛ اما برافروختن تنها یك كُـپه آتش در منافات با آیین كهن است!!! در گذشته، جشن سده در گستره پهناوری از آسیای كوچك (آناتولی) تا استان سینكیانگِ چین یعنی در سرتاسر ایران بزرگ، در بین همه مردمان، فارغ از هر قومیت یا گرایش دینی رواج داشته و به مانند نوروز در روایتهای مكتوب تاریخی به آن اشاره شده است. در این جشن و در آغاز شامگاه دهم بهمنماه، همه مردمانِ سرزمینهای ایرانی بر بلندای كوهها و بام خانهها، آتشهایی برمیافروخته اند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعلههای آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانههای گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را میكنند. همچنین در برخی نواحی، به جشنخوانی، بازیها و نمایشهای دستهجمعی نیز میپردازند. منبع : - «نوروزنامه- پنجاه گفتار در زمینه پژوهشهای ایرانی» (تهران، 1386). نکته جالب این جشن در منطقه دستگردان برگزاری آن در سه شب متوالی است!( شبهای 8 و 9 و10 بهمن) . سده مبارک!
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 0:8  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
35 قطعنامه که توسط آمریکا وتو شد! فلسطينيها هزينه سنگين كشتار يهوديان در اروپا را ميپردازند |
|
|
ببینید این مردک (وزیر امورخارجه فرانسه!)چه می گوید!
كوشنر تصريح كرد: اين درست است كه اين ماجرا (بحران خاورميانه) 60 سال است ادامه دارد و درست است كه اعراب مسئول (آن) نبودند و به نوعي هزينه آن به عرب ها تحميل شد اما اسراييل آن جا (در فلسطين) استقرار يافت زيرا در آن جا كانون يهوديت بود و براي آن تاريخي وجود داشت. |
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 11:29  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
تسلیت ایام سوگواری امام حسین(ع) |
|
|
همانا شهادت حسين(ع) آتشي در قلبهاي مومنين ايجاد كرده است كه تا ابد خاموش نمي شود دوستان عزیز ستاره و شیدا پیشنهاد خوبی است منتظر مطالبتان هستیم ، لطفا ایمیل خودرا همراه بانظرتان ذکر کنید. |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 13:45  توسط عشق آباد
|
|
||
|
|
غق بزای تو |
|
|
شعر عاشقانه ی عشق آبادی ، به عنوان عیدی! ------------------------------------- ای گل لاله الهی مو فدای تو برم مو فدای تو و او چشمای سیاه تو برم وقتی دمیون گله بزغله ها ر ِ ناز مکنی مو دلم مخه فدای ناز و ادای تو برم دریچه ر واکو تا مو چاربیتیات بشنوم ای مِ قربون تو وشعر و صدای تو برم رو مگیر از مو که مجنون توییم مرگ بابام!! مو بلاگردون او شرم و حیای تو برم تو قشنگی به خدا ماتیک و سرمه نمخی اگرم حنا مخی تا مو حنای تو برم چارقد وا کو تا او زلفات هوای بخوره ای مو حلق آویز او زلفای سیای تو برم وقتی با او پنجه هات سینه ی بز ر فشار مدی ! مو دلم مخه فدای غق بزای تو برم!!!! گوشه ی ابرو ر مگیر او خنجر ر تیزش مکو ! مژه هات کج مکو سرمه ی چشای تو برم این مانتو چیه همو شنیل کردیت ر بپوش ! یا اصلا هیچه مپوش تا مو قبای تو برم!! بیا و با عینک دودی روی استره ها ر مگیر الهی قربون او برق چشای تو برم مادرت میگفت دیروز دمپاییات سلاخ شده ! تو اشاره کو فقط تا کوش پای تو برم ورزمین خوردی مگن واز دست وپات زخمی شده الهی خاک کف او دست و پای تو برم زبونوم لال اگه یک روز زد و تو مریض شدی مو دلم مخه خودوم قرص و دوای تو برم بره هاتا هم مگن تازگیا مریض شدند الهی واکسن درد بره های تو برم نصف شو هی سوت مزه سگات مگیرنم یره ! ای فدای سوت تو، وق سگای تو برم آسمون ، استره هاش ور تو حسودی مکنن تو بیا ماه باش تا مو شو سیای تو برم با هزار ناز و ادا دری جفاییم مکنی مو فدای تو و این ناز و ادای تو برم ----------------------------- شاعر : احسان ایلخانی توجه به زیبایی هایی که داریم با حرکت به سوی تمدن از دست می دهیم گاهی تفکر برانگیز است. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 0:31  توسط عشق آباد
|
|
||