تبليغاتX
عشق آباد
عشق آباد

بله ! اینم دولت عدالت پرور و اختلاس سه هزار میلیاردی! پاکترین دولت تاریخ سینمای ایران! و مردمی که شش سال فریب خوردن و حالا هاج و واج نظاره گرند! نخبگان بی بصیرت میدانستند که این راه درست نیست، ولی مردم عادی چه گناهی کردن! مثل همیشه، پولدار ها پولدارتر شدند در طی این شش سال، ولی  ..

چند نکته از این روزها :

1.  دزد را گرفتن هنر نیست، راه دزدی را بستن هنر است. آقای رییس جمهور محترم همیشه دوست داشت با حرفهایی مثل دزد را می گیرم و ... اسم مفسدها رو اعلام میکنم و ... محبوبیت بین عوام کسب کند و کرد. تقریبا تمامی این حرفهایی که الان در رسانه ها علیه او می نویسند حرفهایی است که قبلا مدام زده شده بود ولی نه در رسانه ای که عوام ببینند و بفهمند چه خبر است. جامعه یاد میگیرد، از شکستهایش تجربه کسب می کند. ولی در مورد ما این روند بسیار طولانی شده. ردپای این تجربیات را در نوشته های ("حیرت نامه" که میرزا ابوالحسن خان ایلچی در شرح مسافرت خود به انگلستان درمنصب سفیر ایران در دوره فتحعلی شاه قاجار) از دیدن پیشرفت غربی ها حیرت کرده بود می شود دید، تا به همین اویل انقلاب و اینکه جامعه با نخبگانش هماهنگ به این برداشت رسیده بود که باید قانون حاکم باشد. دلیل اصلی عقب بودن ما اعتقاد به اقدام های دفعی، ندیدن مزایای درمان های بلند مدت و در یک کلام عدم اعتقاد به قانون بود. ...، اینها فقط نشان دهنده این است که جامعه نخبگان، نمی تواند دولت خود را اصلاح کند. دولتی که اصلاح نشود در فشار، مثل چوب خشک می شکند. وقتی رییس جمهور مملکت می گوید اسامی مفاسد الان در جیبم هست و تا دم انتخابات نمی گوید ینی چی؟؟ این جز مسخره کردن مردم عامی است!؟؟ وقتی تلویزیون و رسانه ها می گویند گروه انحرافی!!! این یعنی چی؟یعنی اینکه در این جامعه قانون وجود ندارد. اگر قانون هست گروه انحرافی چیست؟ این دولت بیشتر از هر دولت دیگری تیشه به ریشه اسلام و انقلاب زد با تناقض هایی که در این سیستم برانگیخت! سیستمی که حالت تدافعی به خود گرفته و دیگر نمی خواهد خود را اصلاح کند.

2.  بعضی وقتها کارهای درست نتایج غلطی تولید می کنند! این خیلی جالب است. چند روز پیش با یکی از بچه های اقتصاد طرفدار کاپیتالیسم! بحث میکردم. من میگفتم که "ربا حرام است" یک دستور کاملا انسانی است.او می گفت نه! دلایل زیادی می آورد که یکیش برام جالب بود: میگفت "در جامعه ما ربا حرام است بعد برای همین هیچ کس پولش رو برای وام نمیده بنابرین درخواست برای وام خیلی زیاده بنابرین قیمت وام زیاد میشه و در نتیجه میشه بهره ای که چندین برابر کشورهای دیگه است. " حالا فارغ از درستی یا نادرستی کل این جمله این نتیجه گیری جالب است که بعضی وقتا کارهای درست نتایج بسیار غلطی که درستی اون کار رو زیر سوال میبرند تولید می کنند.

3. یکی از زنان سیاه پوست در  وال استریت، پلاکادری داشت که این جمله رویش نوشته بود:

One Day The Poor Will Have Nothing Left To Eat But The Rich

این جمله اغراق آمیزی است که فروپاشی نظام سرمایه داری را بر اساس اختلاف طبقاتی بیان میکند

نظام سرمایه داری یعنی فهمیدن پول! چند هفته گذشته کاملا دید من نسبت به پول عوض شده، پول واقعی نیست! این در مرحله اول خیلی حرف چرتی به نظر می رسد، در مرحله بعد می گویی خب اسکناس واقعی نیست! ولی این حرف فراتر از این است! یعنی سکه های طلا هم واقعی نیست! این چیزی است که ما انسان ها با هم قرارداد کرده ایم که وجود داشته باشد! خب پس کسی که یه عالمه سکه دارد ینی چی؟ در یک جزیره دور افتاده به چه درد میخورد! در واقع این سکه ها، قراردادی است که ما انسان ها بین هم گذاشته ایم که هر کسی بیشتر داشت یعنی بیشتر تلاش کرده است، زرنگتر بوده است، باهوش تر بوده است و... نظام سرمایه داری همین را می گوید.  نظام سرمایه داری می گوید بیل گیتس فرقش با گدای الکلی کنار خیابان زیاد است. نظام ما چی؟ "ما طرفدار مستضعفان و همیشه برهنگان تاریخیم" خب این یعنی چی؟ یعنی طرفدار کسی بودن که تلاش نمی کند و به بیهودگی  بیکارگی زندگی خود را می گذراند و مستضعف یا برهنه است؟ یا طرفدار کسی که زیاد تلاش میکند ولی بنا به ستمی که به او می شود نمی تواند پولی جمع کند و گرسنه است؟ مسلما دومی منظور است. ولی در فرهنگ جامعه ما در طی این چند قرن، متاسفانه تفاوتی منظور نشده است. نظام سرمایه داری بیشتر به فقرا خدمت کرده یا نظام ما؟ نظام سرمایه داری بیشتر دارو و امکانات آسایشی و پیشرفت های علمی برای ما فراهم کرده یا نظام ما؟ آیا این که فقط ژست طرفداری از مستضعفان را بگیریم و مثل احمقها "کارهای درستی انجام بدهیم که نتایج بسیار غلطی .." درست است؟ این که فرهنگ کار و تلاش را با فرهنگ گداپروری و مفتخوری و بی انگیزگی جایگزین کنیم درست است! این که جوانان باهوش ما در سرگردانی محض قدم میزنند و افتخاری برایشان ارزش ندارد، نسل جوانان مافنگی! و اما در مورد پابرهنگانی که در زیرپای سرمایه دارن له شده و اجازه پیشرفت نمیابند، خب نظام سرمایه داری متعهد است تا امکانات مساوی برای پیشرفت، در اختیار مردم بگذارد. ولی بعضی می گویند اینطور نیست، خب نظام سرمایه داری خودش را اصلاح می کند. در این نظام قانون حکومت می کند، اگر جایی مشکلی ایجاد شد یعنی قانون مشکل دارد. پس قانون عوض می شود. به عبارت خیلی ساده مانند بازی است که قوانینی دارد و شما می توانی بازی کنی. در یک جامعه ایده ال سرمایه گذاری، تو هر چه بیشتر تلاش کنی، بیشتر خدمت کنی به مردم، بیشتر اختراع کنی، درستتر معامله کنی ثروتمند تر می شوی! اگر تنبل بودی و حوصله نداشتی، می توانی بیمه بیکاری دریافت کنی یا از تامین اجتماعی رایگان استفاده کنی و زندگی انگل وارت را بگذرانی!  

خب این نظام هم مشکلاتی دارد، ولی تا کنون همواره خودش را اصلاح کرده است.

و حرف آخر این که اصلاح شویم و اصلاح کنیم. کمونیست زده نشویم، اسلام همان دینی است که غربیها تلاشش را گرفتند از ما و رهبانیت و توجیهاتش را به ما دادن! جماعت ! هاشمی مشکل ما نبود! او پولدارتر شد، محبوبتر شد، چون زرنگتر است! قوانین و مجلس ضعیف مشکل ما بود! اجرا نشدن قانون مشکل ما بود! قوه قضاییه ضعیف مشکل ما بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مهر 1390ساعت 21:46  توسط عشق آباد  | 

شش سال از تاسیس این وبلاگ گذشت! کم حاشیه و بیشتر اوقات کم فروغ ! مثل خود کویر، مثل ساباطی که باد از یک طرفش وارد و از طرف دیگر زوزه کشان خارج می شود، با خجالت و کم رویی و نجابت یک کویری که زبانش موقع صحبت کردن میگیرد و همیشه سرش پایین و صورتش از خجالت سرخ است ولی در کمال تعجب با غرور و تعصب اصیل خراسانی، که با خفت و خواری پی شبنم نمی گردد. این خصوصیاتش را دوست دارم، از سال اول  مسافران زیادی آمدند و رفتند و هنوز هم می آیند و می روند، می گویند آخر از این زمین چه می شود خواست؟به چه امیدی باید ماند؟ ولی عشق آباد دات بلاگفا هنوز زنده است و خدایش هنوز بزرگ.

به خاطر همینهاست که دوستش دارم همچون دوست داشتن سرسبز فلات پامیر کشور همسایه!

پر و بالش خونین، خسته از راه دراز
گاه نزدیک زمین، گاه در اوج بُوَد در پرواز
آمده از سدگانی بس دور
از ستم‌های فراوان رنجور
کی شود تا که دگربار گشاید پر و بال؟
سایه‌گستر شود از آن سوی دریای پرآوازه‌ی پارس
بر میان‌رودان تا فراسوی ارس
سرزمین اران، زادبوم مادان
وز دگر سو بر فراز سیستان و مُکران
بر سمرقند، بلخ و بخارای سترگ
بر هرات و بر مرو، بر خراسان بزرگ
ز کنار سیستان تا به خوارزم و تخار
روی البرز بلند تا فرارود
تا به سرسبز فلات پامیر
تا بدان‌جا که فرود آمده تیر از کمانِ آن کمان‌دار دلیر
تا بگیرد کی اوج به امید یزدان

ایران

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 22:2  توسط عشق آباد  |