تبليغاتX
عشق آباد
عشق آباد
از کویر آمدند تا حلوان پیر حاجات خاک دستگردان
بعد از سلام به پیر ، دوست قدیمی ام را می بینم  او که نگاه مرا به قلعه می بیند یادش می آید که من عشق اماکن باستانی ام !سوار بر موتور اج قرمز  او!!!!!!!!!  به سمت  قلعه قدیمی می رویم  سرعتش زیاد وزیادتر می شود 
وقتی از کوچه های تنگ وقدیمی بالا می رود می فهمم مثل کف دستش آنجا را می شناسد ارتفاعمان از زمین زیادتر می شود " آخرش منو به کشتن می ده" بعد بیشتر بالا می رویم  وقتی باد با آن سرعت به صورتم می خورد یاد فیلم ارباب حلقه ها می افتم ! جایی که گاندولف از شهر پادشاه بالا می رود .خانه ها به نظر سه یا چهار طبقه می آیند . وقتی به بالای قلعه میرسیم  معلوم می شود قلعه روی یک کوه  ساخته شده در مساحت خیلی کوچکتر آدم  یاد ارگ بم می افتد .از  این جور معماری  بیشتر اسماعیلیه استفاده می کردند جالب این  که از پیرمردها  پرسیدم که  آیا این قلعه حاکم نشین بوده گفتند نه جای مهمی نبوده .  وبا توجه به  حجم کوچک قلعه این تصور به وجود می آید که قلعه بیشتربه عنوان  پایگاه نظامی کوچکی برای مواقع اضطراری بوده  و اهمیت استراتژیک داشته  و شاید هم که در گذشته دور دوران بهتری را می گذرانده!  من نمی دانم به هر حال ازپیرحاجات جاد ه ی  قدیمی خور  می گذرد  که  اهمیت زیادی داشته  جالب اینکه این جاده  کمتر استفاده می شود  وتنها دلیل آن خاکی بودن  حدود 50- 60 کیلومتر مسیر  است .  وقتی شنیدم که از این راه حدود 80 کیلومترمسافت مشهد  نزدیکتر می شود می خواست چشمام 4 تا بشه ،با یه حساب سرانگشتی میشه  هزینه ی بنزین   ماشینهایی  که سالیانه  فقط ازاصفهان  به مشهد می روند میلیونها تومان تخمین زد! در حالی که مردم عشق آباد  در حال جمع آوری کمک مردمی برای آسفالت این راه هستند با این پول می شه کل جاده را اتوبان کرد! ولی مملکت ما صاحاب نداره! 
از بالا ی قلعه پیر حاجات معرکه بود دقیقا فکر می کردی بالای برج شهرگاندور هستی!. مزار پیر درست روبه روی آن واز قلعه بلندتروزمین های سبز منظم ونسیمی خنک که حالت راجا می آورد!این آب وآبادانی همه وهمه از زیر  مزار پیر سالیان سال است که در جریان است  مردم محلی این آب بسیار زیاد را از کرامات پیر می دانند. من نمی دانم نام احمدبن اسحاق را کی بر روی این پیر گذاشت! در حالی که نویسنده ی "طبس شهری که بود" (که درود بر او باد !) میگوید" به احتمال زیاد این مزار مزار یکی از عرفای بزرگ است" و  در ادامه یک رباعی منسوب به او را  می آورد .  تاسف آور است که چند سال قبل وقتی به  این پی بردند که  احمدبن اسحاق جایی دیگر است  جماعتی می خواستند بقعه را خراب کنند! وهم اکنون نیز مشخص است که توجه زیادی به آن نمی شود.
از کوه  بقعه که بالا میروم می فهمم  که چقدر این مکان زیباست و می تواند زیباتر شود . اینجا شبیه معجزه است . معجزه ی پیر آبادانی است . آب این جا کم نشده ولی چقدر  متاسف شدم وقتی از یکی شنیدم که می گفت چاههای عمیقی که پشت کوه زده اند ممکن است بر آب چشمه تاثیر بگذارد .می روم بالا وبالاتر از بالای بلندترین کوه  روستای قدیمی حلوان به دشواری دیده می شود  و
                                         جاده ای که حال رابه گذشته پیوند می دهد
                                                                     و
                                                شاید درآینده  به آینده پیوند  دهد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 3:49  توسط عشق آباد  |