تبليغاتX
عشق آباد
عشق آباد
دامداری و فرهنگ آن
از ایامی که به خاطر دارم پدر و مادر و پدر ومادر بزرگم نسل اندر نسل همگی شان کشاورز بودند و در ضمن برای آبادی املاک خود گوسفند ان زیادی داشتند - در آن دوره اصولا گوسفند را هیچکس به دهات و آبادی نمیاورد و آذوقه آنها از بیابان تامین می گردید و به هر شبان در سال مقدار 150من گندم، 150من جو و 150من گاورس و ده من غوزه بومی به چوپان داده میشد و پاپوش(کفش) به عهده ارباب بود - در زمستان گوسفندان لون (سیاه چادر) و یا کازه داشتند و شبان آنها را در مراتع نگهداری میکرد اگر گوسفند ی لاغر بود در زمستان مقداری جو به او می دادند.در اوایل شهریور ماه بختی را که فبلا از گوسفندان جدا می کردند روی حساب معین (مثلا اگر وضع سال خوب بود یک ماهه و اگر احیانا خشک سالی بود بیست وپنج روزی تکه در گله می کردند که حداقل گوسفند بیست وپنج روز به نوروز و حد اکثر سی روز به نوروز بزاید) در موقع زایش گوسفندان دو تا سه نفر به اسم "دنبال وان" برای کمک به چوپان به سر گوسفندان می فرستادند که موقع زاییدن بزها، بزغاله ها را جمع آوری کرده و صبح و شام همگی را شیر میداد به طوری که روغن نو برای اول نوروز هر ساله جمع اوری میگردید. روز پانزده نوروز هر سال بزغاله را یک وعده شیر میدادند . هر سال دو سه روز به نوروز پدر و مادرم لوازم زندگی بیابان را بر داشته از نیگنان جهت تهیه قورت(کشک) و روغن زرد و کلا گرفتن شیر و ماست گوسفندان "می هو " کردن راهی بیابان و کوهستان میشدند و در آنجا مرتب شیر گوسفندان را میدوشیدند و برای جمع آوری روغن و کشک دقت می کردند. در ایام بهار شیرهای شب را بعد از دوشیدن و جوشاندن، همان شب مایه میزدند که ماست گردد و شیر های صبح را هم بعد از دوشیدن در دیگهای بزرگی نگهداری می کردند. مادرم فوقا لعاده تمیز کار بود مخصوصا در جمع آوری روغن و کشک دقت و وسواس عجیبی داشت به طوری که کسی را که می خواست "تلم "بزند قبلا می فرستاد سر چشمه که پس از شستن دست و روی خود حتما با وضو این کار را انجام دهد بعد از اینکه ماستها را در "تلم" می ریختند شیرهای صبح را هم که در دیگ بود به داخل "تلم" می ریختند و مشغول زدن "تلم "می شدند و و مراقب بودند که به هیچ وجه کسی آب داخل "تلم" را دور نریزد."تلم"را در موقع لزوم با شیر می شستند که کشکها کاملا شیرین باشد بعد از زدن "تلم" و پس از اینکه این مواد را کاملا میجوشاندند بعد از سرد شدن دوغ های تازه را بر شالی که به "شال قوروتی" معروف و مخصوص همین کار بود ریخته و ظرفی در زیر شال قروتی" می گذاشتند که آب آن همگی داخل دیگ نشود بعدا که آب این مواد کاملا گرفته میشد وبه "لچ" معروف بود "لچ" ها را موقعی که سفت میشد روی ظرف مخصوصی کود می کردند وبه صورت کشک در می آوردند و یکی دو مرتبه کشک ها را آفتاب میدادند که خشک گردد و برای مصرف در جای خشک وخنکی نگهداری می کردند آنچه تا شصت روز از عید یا بیست روز از اردیبهشت می گذشت "قوروت ماستی" و بعد از اردیبهشت هر سال تا اخر سال "قوروت روغنی"نام داشت که نسبت به قوروت ماستی قدری ترش بود ( آب قوروت ماستی هم میبایست طوری بجوشد که نه زیاد پر جوش ونه کم جوش باشد و به این نوع کشک قوروت ماستی می گفتند که هر ساله مقداری از این کشک ها واب قوروت ها را مادرم به عنوان تعارف برای اقوام و دوستان نزدیک می فرستاد وبقیه را برای مصرف شخصی مان در خانه نگهداری میکرد ولی افسوس که آن امکانات امروزه وجود ندارد) خوب یاد دارم بهار سال هزارو سیصدو سی وهفت بود مرتعی که ما برای تهیه وجمع آوری شیر و ماست گوسفندانمان به آنجا کوچ کرده بودیم "گوش پوزه " نام داشت که در ان سال آنقدر باران آمده بود که به اصطلاح بومی "علف لگد می کردیم " گل های لاله و شقایق های وحشی دشت را سرخ پوش کرده بود وگیاهها و علف های خودروی وحشی که خواص دارویی نیز داشتند بسیار بود (به طوریکه عده ای از مردم آنها را جمع آوری مینمودند) خلاصه در آن سال هر کس مالدار بود توانست روغن و قوروت فراوانی را جمع اوری نماید. در آن سالها مردم خیلی بیشتر از حالا رنج و زحمت می کشیدند و برای به دست آوردن هر چیزی مشقت آن را به جان میخریدند و در ازای آن از خدا میخواستند که سالی یک بار برای زیارت به مشهد بروند و در کنار آن بتوانند به کربلای معلا هم مشرف شوند خلاصه اینکه مردم کلا قانع بودند کما اینکه در تهیه و جمع آوری هر چیزی نهایت حوصله و دقت را انجام میدادند. نان نیگنان هم زبان زد خاص وعام بود و چنانکه قبلا هم اشاره شد میگفتند به واسطه همین نان بوده که به نیگنان شهرت یافته. منبع : http://www.sokut-kavir-nigenan.blogfa.com
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 23:0  توسط عشق آباد  | 

راديو عشق آباد اولين راديو تحت اينترنت در شهرستان طبس

تعجب نكنيد!!! شايد براي خيلي از كاربران شنيدن خبري با اين عنوان كمي عجيب به نظر برسد اما امروز مي خواهيم اعلام كنيم كه  ما در شهر كوچكمان عشق آباد كاري را انجام خواهيم داد كه شايد در كمتر نقطه اي از ايران به آن پرداخته مي شود

انجمن دانشجويان و فرهيختگان شهر عشق آباد افتخار دارد اولين راديو تحت اينترنت در شهرستان طبس را افتتاح كند. 

ما در اين جا اولين برنامه راديو عشق آباد را براي شما همشهريان قرار داده ايم كه به معرفي اين نوع از راديوها مي پردازد.

از اين به بعد اين قسمت را مي توانيد در سایت  انجمن دانشجویان در بخش گوناگون كه تا اواخر هفته آينده راه اندازي مي شود و با نام راديو عشق آباد مشاهده كنيد.

برای دریافت اولین برنامه به لینک زیر مراجعه کنید:

و با نام راديو عشق آباد مشاهده كنيد

اولين برنامه راديو عشق آباد _ كيفيت بالا  

اولين برنامه راديو عشق آباد _ كيفيت پايين 

دريافت اولين برنامه راديو عشق آباد -  فايل فشرده

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 17:11  توسط عشق آباد  |